معرفی کتاب

این کتاب همچون درختی است که شاخههایش در آسمان مهربانی و قصههایش میوههای رنگارنگ، شیرین و گوارای آن هستند. «مهربانترین پیامبر» مجموعهای است از داستانهای کوتاه و آموزنده که تصویری از رسول خدا صلی الله علیه وآل وسلم و شخصیت آن حضرت را برای کودکان و نوجوانان ترسیم میکند. قصههای گوناگونی مانند: لحظۀ ولادت پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، ازدواج ایشان با حضرت خدیجه سلام الله علیها، آغاز نبوت، دعوتهای پنهانی و آشکار مردم به دین اسلام، هجرت، گسترش اسلام و ... قصههایی که هر کدام درسی است بزرگ از زندگی ایشان.
این کتاب از ۱۰ فصل تشکیل شده که عبارتاند از: «زندگینامه، سبک زندگی، سخنان او، حکایتهای کوتاه، حکایتهای طولانی، قصهگوییهای او، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن، پاسخ به سوالات، مکانهای تاریخی مکه و مکانهای تاریخی مدینه.«
بخشی از کتاب که سبک زندگی نام دارد تلاش میکند تا با معرفی مهمترین رفتارهای آن حضرت، الگویی کامل و شفاف از زندگی ایشان به مخاطب بدهد. در همین بخش میتوان به موضوعاتی نظیر «مثل گل بود: خیلی خوشرو بود. موقع سخن گفتن، همیشه لبخند ملایمی بر لب داشت.»، «آموزگار ایثار بود: اهل ایثار و از خود گذشتگی بود و گاه تنها غذایی را که در خانه داشت به فقیران و نیازمندان میبخشید و خودش گرسنگی میکشید.»، «مثل دریا آرام بود: هرگز اسیر خشم و عصبانیت نمیشد.»، «اهل مشورت بود: همیشه با یاران خود مشورت میکرد و نظر آنها را در کارهای گوناگون جویا میشد.»، «دوست روزهای سخت بود: هیچگاه دوستانش را از یاد نمیبرد و همیشه به فکر آنها بود.» و ... اشاره نمود.
این کتاب تلاش میکند تا با زبانی ساده و تصاویر رنگی، خوانندگان کودک و نوجوان را با مهربانترین پیامبر، بیشتر آشنا کند.
یادت باشد...

به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ کتاب «یادت باشد»، داستان زندگی شهید حمید سیاهکالیمرادی،دومین شهید مدافع حرم استان قزوین است که در کمتر از ده روز به چاپ هجدهم رسید.
این کتاب، عاشقانهترین کتاب شهدای مدافع حرم برای شهید پاییزی دفاع از حریم اهل بیت (ع) است. شهید سیاهکالیمرادی، در پاییز سال 89 به کربلا رفت، در پاییز سال 91 عقد کرد، در پاییز سال 92 ازدواج کرد و نهایتاً در پاییز سال 94 به شهادت رسید!
این کتاب به روایت همسر شهید نوشته شده است و طراحی جذاب جلد آن، گویای همین غربت همسرانه از جنس پاییز است که کتاب «یادت باشد» را بیش از هر چیزی به کتابی سراسر عشق و محبت و دلدادگی بدل کرده است.
«یادت باشد» یک عاشقانه آرام در دل هیاهوهای زندگی است که با زبانی ساده و شیرین بهقلم «رسول ملاحسنی» روایت شده و انتشارات شهید کاظمی در اسفند سال گذشته آن را روانه بازار کتاب کرده است. چاپ نخست کتاب، در روز رونمایی آن به اتمام رسید و در طول یک هفته، کتاب به چاپ سوم رسید. این اثر در حال حاضر به چاپ هجدهم رسیده است.
این کتاب، داستان دختر و پسر جوان ــ زن و شوهر ــ متولّدین دههی 70، است که برای اینکه در جشن عروسیشان گناه انجام نگیرد، نذر میکنند سه روز روزه بگیرند! آنها به خدای متعال متوسّل میشوند، سه روز روزه میگیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب (سلام الله علیها) میشود؛ گریهی ناخواستهی این دختر، دل او را میلرزاند؛ به این دختر ــ به خانمش ــ میگوید که «گریهی تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمیلرزانَد"»! و آن خانم میگوید که «من مانع رفتن تو نمیشوم، من نمیخواهم از آن زنهایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه زهرا سرافکنده باشم!»
برشی از کتاب:
سر سفره که نشست گفت: «آخرین صبحونه رو با من نمیخوری؟!»؛ با بغض گفتم: «چرا اینطور میگی؟ مگه اولین باره میری مأموریت؟!» گفت: «کاش میشـد صداتو ضبط میکردم با خودم میبردم که دلم کمتر تنگت بشه». گفتم: «قرار گذاشتیم هر کجا که تونستی زنگ بزنی، من هر روز منتظر تماست میمونم، منو بیخبر نذار.»
با هر جان کندنی که بود برایش قرآن گرفتم تا راهیش کنم، لحظه آخر به حمید گفتم: «حمید تو رو به همون حضرت زینب(س) هرکجا تونستی تماس بگیر». گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ میزنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو میفهمم». از پیشنهادم خوشش آمده بود، پلهها را که پایین میرفت برایم دست تکان میداد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم: «یادم هست! یادم هست.»
کتاب یادت باشد توسط انتشارت شهید کاظمی چاپ و با مبلغ 15 هزار تومان در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
برادر من توئی

برادر من تویی
پدیدآور: داوود امیریان
ناشر: کتابستان معرفت / تعداد صفحات: ۲۱۰
در تمام تاریخ اسلام در کنار نام پاک اهل بیت علیهم السلام نام زیبایی به چشم میخورد که خود، دریای بیکرانی از عشق، معرفت و دلاوری است. قصهای که شنیدنش هربار تازه است و هر زمان جلوهای خاص دارد.
او را پهلوان بنیهاشم میدانند. قمر بنیهاشم نیز از لقبهای دیگر اوست. نامش به شجاعت و جوانمردی بر زبانها جاری است و قصۀ دلاوریهایش از هر کجا به گوش میرسد.
نام عباس که میآید اهل حرم دل شان قرص میشود. آخر عباس ستون خیمۀ پدر و پرچمدار سپاه حق است. نام او آنقدر بزرگ است که جهانی از مهربانی و فداکاری را در خود جای داده است.
"برادر من تویی" زندگینامۀ داستانی حضرت عباس علیه السلام است که با قلمی روان و نثری دلچسب میکوشد تا زوایای گوناگونی از زندگی و زمانۀ این مرد بزرگ را از دوران کودکی تا شهادت روایت کند. از لحظاتی که همپای امیرالمؤمنین علیه السلام کوچههای کوفه را برای کمک به یتیمان و نیازمندان میپیمود تا زمانی که در رکاب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام درس عشق و معرفت را به عالم میآموزد. نویسنده در این اثر تلاش میکند، تا در عین وفاداری به منابع تاریخی، زندگینامۀ داستانی جذابی خلق کند که مطالعۀ آن را به سبب داشتن نثری روان و صمیمی به ویژه به مخاطبان نوجوان و جوان پیشنهاد میکنیم.
معرفی کتاب
روزنامهنگار، کارگردان، مجری و تهیهکننده عناوینی هستند که جلوی نام منصور ضابطیان 48 ساله میآیند. اما او علاوه بر اینها جهانگرد هم هست و سفرنامههای متفاوتش نظر علاقهمندان بسیاری را به خود جلب کرده است.ضابطیان «سباستین» را در زمستان 95 منتشر کرد و با اینکه اولین سفرنامهی منتشر شدهی او نبود اما شروعی بود برای سفرنامههای مستقل بعدی که برای هر کشور در قالب یک کتاب تنظیم کرد. سه سفرنامهی قبلی او یادداشتهای پراکندهای بودند درباره مکانهای مختلف در کشورهای مختلفی که ضابطیان به آنها سفر کرده اما «سباستین» و پس از آن «چای نعنا» هر کدام مختص به یک کشور هستند که فضای بهتری را برای تمرکز بیشتر روی جنبههای متفاوت آن کشورها فراهم آورده است.«سباستین» تجربیات سفر به کوباست. کشوری که مردم جهان آنجا را اغلب با مبارزهطلبیهای رهبران کاریزماتیکش در برابر سلطه میشناسند. ضابطیان نشان داده که دوست دارد ما را با خودش به کشورهایی ببرد که میداند از آنها چیز زیاد نمیدانیم ولی با شنیدن نامشان کنجکاویمان تحریک میشود که بدانیم زندگی در آن مناطق چطور پیش میرود. ضابطیان درباره کتابش میگوید:«یک منتقدی یک بار درباره کتاب من چیزی نوشته بود که فکر می کنم نگاه درستی باشد. نوشته بود که این ها سفرنامه نیست، بازیگوشی های شخصی یک نفر در سفر است. من فکر می کنم این تعریف درستی باشد. این ها بازیگوشی های شخصی من است… من می روم سفر که به آدم ها نگاه کنم، آدم ها را کشف کنم، با آدم ها دوست شوم.»منصور ضابطیان 5 کتاب اگر یک سوسمار بودیم…(ناشر: آفتابگردان، 1385)، اگر یک زرافه داشتیم… (نشر آفتابگردان، 1385)، مارک و پلو (مجموعهای از سفرنامهها و عکسها، نشر مثلث، 1389)، مارک دو پلو (مجموعهای از سفرنامهها و عکسها، نشر مثلث، 1393) و برگ اضافی (مجموعهای از سفرنامهها و عکسها، نشر مثلث، 1394) را پیش از سباستین و یک کتاب چای نعنا(سفرنامه و عکسهای مراکش، نشر مثلث، 1396) را پس از آن منتشر کرده است.
معرفی کتاب

پریدخت
پدیدآور: حامد عسگری
ناشر: قبسات / تعداد صفحات: ۱۴۰
داستان فراق، دلتنگی و غم هجران یار که قصۀ تازۀ دیروز و امروز نیست. حدیث مکرری است که هر بار از زبان عاشقان و دوستان دور از هم شنیده میشود. انسان اما هر کجا که باشد راهی خواهد یافت تا مرهمی بر اندوه فراق عزیزانش باشد.
در روزهای قدیم که خبری از تلفن و اینترنت و انقلاب الکترونیکی امروز نبود، مردم برای اطلاع از احوال یکدیگر راهی جز نامه نگاری نداشتند. نامه بود و پس از آن تلگراف. انتظار بود و شوق رسیدن نامه و خط نوشتهای از عزیزان و دوستان دور از هم.
"پریدخت" قصۀ دلتنگی و بیتابیهای یک زوج ایرانی است که برای مدتی از هم دور شدهاند؛ سیدمحمود که در فرانسه درس طبابت میخواند و پریدخت که در تهران برای بازگشت همسرش لحظه شماری میکند. این کتاب مجموعۀ نامههایی است که بین سیدمحمود و پریدخت رد و بدل میشود. برگهایی از شاخههای درخت عشق که ریشه در سرزمین شرق دارد و اینک باد خزان جدایی، آن را بین مشرق و مغرب (تهران و پاریس) به گردش درآورده است. پریدخت گفت و گوهای دو قلب بیقرار و عاشق است که به هر بهانهای دلتنگ هم میشوند و شرح این دلتنگیها را با جادوی حروف و کلمات به سوی هم روانه میسازند.
این مجموعه با زیرعنوان «مراسلات پاریس طهران» شامل ۴۰ نامۀ عاشقانه است که به زبان و نثر دورۀ قاجار و با طراحی و رسمالخطی ویژه منتشر شده است. پریدخت از خانه و روزهای تکراریاش میگوید که در نبود شوهرش هیچ لطفی ندارد و بهار و زمستان برایش یکی است. سیدمحمود از پاریس و زرق و برقش میگوید که بی پریدخت در پیش چشمانش جلوهای ندارد. در آغاز یکی از نامهها میخوانیم: «آقا سیدمحمود جانم! سلام. مرقومه واصل شد. بوسیدم و بر دیده مالیدم. شیشۀ عطر و پارچه و صندل مرحمتی را نیز. چه حکایت است که خط و خبر از معشوق اینگونه غم از دل میزداید و نشئگیآور است؟ سال نو شما هم مبارک. بمیرم که در غربت، هیچ از مراسمات نوروز برگزار نشد و سال به غربت تحویل شد.»
کتاب پریدخت نمونۀ موفقی از داستانهای مکاتبهای است که با قلم زیبای نویسنده و نثر خاص عصر قاجار، جذابیتی دو چندان یافته است. پیشنهاد میکنیم، تجربۀ شیرین مطالعۀ این کتاب متفاوت را از دست ندهید.






به وبلاگ کتابخانه عمومی شیخ شهاب الدین مصطفوی روستای جوزان از توابع شهرستان ملایر خوش آمدید.این کتابخانه در سال1377افتتاح گردید و هم اکنون دارای 9750نسخه کتاب در زمینه های گوناگون میباشد و همچنین کتابخانه دارای بخش مستقل کودک و نوجوان و اتاق مرجع و کافی نت است.